وَمِن ثَمَرَاتِ النَّخِيلِ وَالْأَعْنَابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَرًا وَرِزْقًا حَسَنًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ

و از میوه درختان خرما و [بوته] انگور [شرابی] مستی‌بخش و رزقی نیکو [=فرآورده‌های مفید و متنوع] به دست می‌آورید، مسلماً در این [بهره برداری های متفاوت از یک محصول] 67 نشانه‌ای است برای مردمی که خِرَد پیشه کنند. 68

67- سوء استفاده از نعمت، در خلاف منظور نعمت دهنده را مولوی به زیبائی نشان داده است: [دفتر اول ابیات 269 به بعد]
هر دوگون زنبـور خورند از محل
لیک شد زان نیـش و زیـن دیـگر عسـل
هر دوگون آهو گیا خورند و آب
زین یکی سرگین شد و زآن مُشک ناب
هردو نی خورند ازیک آب خـور
ایـــن یــکی خـــالی و آن پــر ز شــکر
صـد هـزاران ایـن چنین اشبـاه بین
فــــرق شــان هفتـــاد ســـاله راه بیــــن
ایــن خورد گـردد پلیدی زو جـدا
آن خـــورد زایـــد همـــه نـــور خـــدا
این خورد زاید همه بخل و حسـد
آن خـــورد گــردد همــه نــــور احـــد
در ضمن این آیه اولین هشدار است در سال دوم هجرت به ناپسند و نکوهیده بودن مسکرات نزد خداوند عالم که به شیوه‌ای تربیتی [در دو سه سال آخر هجرت] به تدریج مسلمانان را آماده و آگاه ساخت تا سرانجام در آخرین سال هجرت حرمت قطعی آن ابلاغ گردید. سلسله آیاتی که به تدریج مردم خو گرفته با شراب را آماده قبول ترک این عادت تاریخی کرد، به ترتیب عبارتند از: سال هشتم هجرت، نساء 43 (4:43) [یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلَاهَ وَأَنْتُمْ سُکَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ...]، سال نهم هجرت، بقره 219 (2:219) [یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا...]، و سال نهم هجرت، مائده 90 (4:90) [یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ].

68- یعقلون فعل است و دلالت بر کاربرد عقل در امور می‌کند، بنابراین ترجمه «عاقلان» یا «اهل خرد» و خردمندان برگردان رسایی نیست. در ضمن معنای «عقل» در بُعد ذهنی آن، یعنی اندیشیدن خلاصه نمی‌شود. عقل به فرمایش حضرت علی(ع) [در نامه 31 نهج البلاغه] حفظ تجربه‌هاست. یعنی با تفکر در امور «علم» حاصل می‌شود و کاربرد علم [حاصل از تئوری یا تجربه عملی] در زندگی تعقل می‌باشد. پس عاقل کسی است که به علمش عمل می‌کند. چنین معنائی با فهم امروزی ما از عقل، که فرسنگ‌ها از سرچشمه فاصله گرفته، فرق دارد.