يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا وَيَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ

از تو درباره شراب و قمار می‌پرسند، بگو: در آن دو، زیان‌هایی [تنگناهایی] بزرگ است 472 و منافعی [محدود هم] برای مردم دارد و[لی] زیانش از نفعش بیشتر است، 473 و [نیز] از تو در نحوه انفاق [مقدار آن] می‌پرسند، بگو: عفو 474 [مازاد برمصرف متعادل]. این چنین خدا آیاتش را برای شما روشن می‌سازد، باشد تا [درباره دنیا و آخرت خویش] بیندیشید.

472- مقابل قرار دادن «اثم» با «منافع» نشان از تضاد معنایی آن دو دارد.اگر معنای اثم گناه بود، باید به جای منافع «ثواب» می‌آمد. مسئله گناه و ثواب آخرت برای مشرکین معاصر پیامبر که اعتقادی به آن نداشتند، به کلی منتفی بود. به همین دلیل شیوه قرآن در نهی بندگان از ارتکاب برخی معاصی، برخلاف معمول و متعارف، آگاه ساختن آنان به آثار و عواقب آن اعمال است. از طریق کلماتی مثل: ذنب، اثم، جرم، جور، ظلم، کفر، شرک، عصیان و... که هرکدام معنای مستقلی دارند. از 25 باری که کلمه «جُناح» [گناه فارسی] در قرآن تکرار شده، همواره «لا جناح» یا «لیس علیکم جناح» آمده است و یکبار هم گفته نشده این کار گناه دارد! در مورد مفهوم اثم به پاورقی 374 (2:182) نگاه کنید.

473- معنای اصلی «خَمْر» پوشاندن است. از این نظر به روسری بانوان خُمُر [جمع خِمار] گفته می‌شود. شراب نیز به دلیل پوشاندن و زایل کردن عقل «خَمر» نامیده می‌شود. این واژه 6 بار در قرآن آمده است [بقره 219 (2:219) ، مائده 90 (5:90) و 91 (5:91) ، محمد 15 (47:15) ، یوسف 36 (12:36) و 41 (12:41) ، نور 31 (24:31) ].
آیات مربوط به می و مستی جمعاً در چهار آیه قرآن با زمینه‌سازی مقدماتی و آماده کردن تدریجی اذهان به ترتیب زیر در دوران مدینه آمده است:
1- نحل 67 [سال 2 هجری] وَمِنْ ثَمَرَاتِ النَّخِیلِ وَالْأَعْنَابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَکَرًا وَرِزْقًا حَسَنًا...
2- نساء 43 [سال 8 هجری] یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلَاهَ وَأَنْتُمْ سُکَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ...
3- بقره 219 [سال 9 هجری] یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا...
4- مائده 90 تا 93 [سال 9 هجری- بلافاصله بعد از آیه فوق] یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ.
همانطور که ملاحظه می‌شود، در نخستین آیه ضمن ذکر فرآورده‌های جانبی خرما و انگور، البته از مُسکرات نام برده، ولی فقط از «رِزْقًا حَسَنًا» [خشکبار، سرکه، مربا و...] تعریف کرده است. در آیه دوم فقط توصیه کرده هنگام نماز مست نباشید. اگر کسی خواسته باشد به هنگام نمازهای پنجگانه مست نباشد، باید آن را ترک کند. آیه سوم بر طرح سؤال درباره حلال یا حرام بودن شراب در میان برخی مؤمنین حکایت می‌کند و به همین پاسخ اکتفا می‌شود که البته منافعی در شراب و قمار هست، اما مضرّات آن بیشتر است. بالاخره پس از این زمینه سازی‌های تربیتی، در آخرین آیه آن را عملی شیطانی شمرده و دوری کردنش را بی هیچ تهدیدی توصیه می‌کند.

474- معنای اصلی عفو، همان گذشت و صرفنظر کردن است، که چشم پوشی از گناه تلقی می‌شود. اما در مواردی معنای گذشت بزرگوارانه از حق مادی را هم می‌دهد [مثل گذشت از مهریه- بقره 237 (2:237) ]. در مواردی دیگر نادیده گرفتن و به فراموشی سپردن اموری را که باید از آنها عبرت گرفته شود و در حافظه‌ها بماند نیز شامل شود که آیه 96 سوره اعراف (7:96) مصداقی از آن است. ناگفته نماند بسیاری از مفسرین معنای «عفو» را در این آیه «فزونی» در اموال دانسته‌اند. کسی که از لغزش‌های دیگران به نیروی تقوا می‌گذرد و از قصاص نیز صرفنظر می‌نماید، می‌تواند از وابستگی به اموال آزاد شده و مازاد بر مصرف معقول و متعارف خود را به نیازمندان بدهد.