مَّثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيهَا أَنْهَارٌ مِّن مَّاءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَأَنْهَارٌ مِّن لَّبَنٍ لَّمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَأَنْهَارٌ مِّنْ خَمْرٍ لَّذَّةٍ لِّلشَّارِبِينَ وَأَنْهَارٌ مِّنْ عَسَلٍ مُّصَفًّى وَلَهُمْ فِيهَا مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَمَغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ كَمَنْ هُوَ خَالِدٌ فِي النَّارِ وَسُقُوا مَاءً حَمِيمًا فَقَطَّعَ أَمْعَاءَهُمْ

مَثَل [=وصفِ قابل تشبیه] بهشتی که به پرواپیشگان وعده داده شده،25 [در قالب درک و فهم شما] نهرهایی در آن است26 از آب زلال [بدون تیرگی] و نهرهایی از شیر، که طعمش تغییر نمی‌کند، و نهرهایی از می ناب که مایه لذت نوشندگان است و نهرهایی از عسل مُصَفا، و [به علاوه] در آن از هر میوه‌ای برای آنها [فراهم] است و [مهم‌تر از این برخورداری‌های مادّی] آمرزشی است از پروردگارشان. آیا [چنین سعادتی] مانند [سرنوشت] کسی است که جاودانه در دوزخ باشد و [به جای شربت شادی‌بخش بهشتی] آب داغی به کامش ریخته شود که دل و روده‌اش را متلاشی سازد!؟27

25- تمثیل بهشت به بوستانی که در آن نهرها جاری است، در رعد 35 (13:35) نیز آمده است «مَثَلُ الْجَنَّهِ الَّتِی وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ أُکُلُهَا دَائِمٌ وَظِلُّهَا...».

26- کلمه «نهر» ناخودآگاه نهرِ آب را تداعی می‌کند! اما اصل این کلمه معنا و مفهوم شدّت و وسعت و گسترش را می‌رساند. از جمله، با صدای بلند کسی را از خود راندن مثل ضحی 10 (93:10) - «وَأَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ». روز را نیز از این روی «نهار» گفته‌اند که از طلوع فجر تا غروب آفتاب زمان گسترده‌ای است. اگر به مجرای وسیع آب نهر گفته می‌شود، به خاطر همین وسعت و ظرفیت بالای انتقال آن است. بنابراین نهر آب، شیر، شراب و شهد گُل [عسل]، بیانگر وسعت و گنجایش ظرف انتقال آنان است و دلالت بر فراوانی می‌کند. این که در قرآن 40 بار از «جَنَّات تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَار» سخن گفته شده، این مجازی است برای اشاره به جریان داشتن انواع نعمت‌های بهشت، وگرنه به گفته نویسنده «قاموس قرآن»، آب جاری می‌شود، نه انهار که مجرای آن هستند! مفهوم «نهر» که دلالت بر مجرا و وسیله انتقال می‌کند، در دنیای امروز با پیشرفت علم و تکنولوژی و ابزار الکترونیک و اهمیت انتقال اطلاعات و سرعت آن بسیار گسترده‌تر شده است. امروز کابل‌های فیبر نوری امواج را به همه جای عالم می‌رسانند.

27- جاری شدن نهرهای آب زلال [نه گنداب] و نهرهایی از شیر و شراب و شهد گل [عسل]، تلاوت کنندگان امروزی قرآن را ممکن است به تأمل و تعجب وا دارد، اما نباید فراموش کنیم این وعده‌ها در قالب زبان و فرهنگ معاصرین پیامبر و در حد درک و فهم و تمنیات مادّی آنان به تمثیل آمده است. برای عرب صحرانشینی که از آب بارانِ جمع شده در برکه‌ها می‌نوشید، آب زلالی که رنگش دگرگون نشده باشد، خیال‌انگیز بود. در سرزمین خشک و بی‌آب و علفی که گل و گیاهی در آن نمی‌رویید تا زنبوری پرورش یابد یا دامی فربه شود، شیر و شهد گل [عسل] بسیار کمیاب بود. برای مردمی که کامیون‌های استیل حامل شیر و مخازن عظیم شراب و عسل را ندیده بودند، اشاره به «نهر» نشانه فراوانی و جریان و دوام داشت. خواننده امروزی باید از ظرف ادبیات و فرهنگ زمانه، خود را فراتر آورد و به جای قالب و ظرف زبانی، به محتوای کلام و پیام آن توجه کند. همین که فقط در یک آیه 15 مرتبه اوصاف نکره آمده است [أَنْهَارٌ، مَاءٍ، آسِنٍ، لَبَنٍ، خَمْرٍ، عَسَلٍ و...] نشان می‌دهد این تمثیلات در قالب معرفت دنیایی ما نمی‌گنجد.
این آیه که در سال اول هجرت [مطابق جدول شماره 15 کتاب سیر تحول قرآن] نازل شده، گویا آخرین آیه‌ای است از چنین وعده‌هایی به زبان معاصرینِ ناآگاه از نتایج و آثار عمیق ایمان. به تدریج که مؤمنان با حقایق و بشارت‌های برتر آشنا گشتند، از وعده‌های مادّی کاسته شد و به وعده‌های آمرزش و رحمت و رضوان الهی بشارت داده شدند.