وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ
این چنین 102 [با نفی منطقی بُتپرستی] ملکوت آسمانها و زمین 103 را به ابراهیم نشان دادیم 104 تا از اهل یقین گردد.
102- ممکن است «کَذَلِکَ» (این چنین)، پیشدرآمدی برای مطالبی باشد که در آیات بعد گفته میشود، همچنین میتوان گفت ابراهیم با نفی بُتها» پرده کفر را از حقیقت برداشت که نور حق به قلبش تابید و ملکوت آسمانها و زمین را دید، همانطور که با «لا اِلهَ» میتوان به «اِلاَّ الله» رسید.
103- واژه «ملکوت» از ریشه «ملک»، 4 بار در قرآن تکرار شده است. به گفته علمای لغت، حروف «و» و «ت» برای مبالغه در مُلک (مالکیت و فرمانروایی) است. شاید برگردانِ فارسی «ساختار و نظام» تا حدودی بیانگر معنای این واژه باشد. جهان همچون خیمه شب بازی و انسانها همچون کودکانی محو و مسحور بازی و گفتگوی عروسکها، غافل از آنکه پشت صحنه سرنخ را در دست دارد، به تماشا نشستهاند. سرنخها نمادی از همان ملکوت است.
اعراف 185 (7:185) - آیا منکران در ملکوت آسمانها و زمین نمینگرند؟ (أَوَلَمْ یَنْظُرُوا فِی مَلَکُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ...)
مؤمنین 88 (43:88) - (به منکران) بگو: ملکوت همه چیز به دست کیست؟ (قُلْ مَنْ بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیْءٍ...)
یس 83 (36:83) - پس منزه است آن خدائی که سررشته هر چیزی به دست اوست (فَسُبْحَانَ الَّذِی بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیْءٍ...)
104- این رؤیت مسلماً با چشم دل و بصیرت قلبی حاصل شد، همچنانکه موسی در کوه طور «آتشی» دید که از دید همراهانش مستور بود، و پیامبر خاتم آیات بزرگ خدا را با فؤادش دید (نجم 12 (53:12) تا 14 و 18).